کنکور 99 کنکور 99

کنکوری های لنده

نکات ترکیبی زیست,کنکور,جزوه کنکور

سوالات کنکور سراسری,نکات مهم کتاب زیست شناسی,نکات ترکیبی زیست پیش دانشگاهی,استوکیومتری,کنکور95,تاریخچه لنده,ساختار قلب,درنامه شیمی,ژنتیک مندلی,زیست دوم

کنکور 99 كنكوری های لنده - مطالب ابر قیام امام حسین
هدف ما سربلندی شماستــــــــــــــــ
اهداف و زمینه های قیام عاشورا در كلام امام حسین(ع) ‏
شنبه 10 آبان 1393 ساعت 09:42 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست اشكان آقازاده | ( نظرات )




قیام امام حسین(ع) دارای ابعاد مختلفی است كه در این میان زمینه ها و دلایل شكل گیری این نهضت عظیم از اهمیت ویژه ای برخوردار است.تبیین علت های قیام عاشورا همواره الهام بخش مسلمانان و به ویژه شیعیان در اعصار متمادی بوده است.

برای بررسی دلایل قیام حضرت سیدالشهدا(ع) بایستی ویژگی های دوره امامت آن حضرت مورد توجه قرار گیرد،آنچه مسلم است دوران امامت حسین بن علی(ع) را می توان به دو بخش دوره حاكمیت معاویه و حكومت یزید تقسیم كرد.

"در حقیقت در زمان امام حسین(ع)انحراف از اصول و موازین اسلام كه پس از رحلت رسول خدا(ص) آغاز و در زمان عثمان خلیفه سوم گسترش یافته بود به اوج خود رسید.در این دوره معاویه كه سالها به عنوان استاندار در منطقه شام حكومت كرده و موقعیت خود را كاملا تثبیت نموده بود،به نام خلیفه مسلمین سرنوشت و مقدرات كشور اسلامی را در دست گرفته و حزب اموی را بر امت اسلام مسلط ساخته بود."1

چرا سید الشهدا(ع)در دوره معاویه قیام نكرد
"امام حسین(ع) اگر در زمان معاویه قیام می كرد،معاویه می توانست از پیمان صلحی كه با امام حسن(ع) امضا كرده بود،برای متهم ساختن امام حسین(ع)بهره برداری كند،زیرا همه مردم می دانستند كه امام حسن و امام حسین(ع) متعهد شده اند تا زمانیكه معاویه زنده است سكوت كنند.البته لازم به یادآوری است كه امام حسین(ع) معاهده با معاویه را پیمانی لازم الوفاء نمی دانست،زیرا این عهدنامه تحت فشار و اجبار و در شرایطی صورت گرفته بود كه بحث و گفتگو فایده ای نداشت،به علاوه معاویه خود آن را نقض كرده بود و محترم نمی شمرد.اما با وضعیت آنروز جامعه اسلامی اگر امام حسین(ع)علیه معاویه قیام مسلحانه می كرد،معاویه می توانست از آن به عنوان یك شورش غیر موجه و برخلاف مفاد پیمان سوء استفاده كند."2

عامل دیگری كه مانع قیام حضرت در زمان معاویه بود،ظاهرسازیهای این خلیفه اموی است.اگرچه معاویه عملا اسلام را تحریف كرده بود،اما این مطلب را به خوبی درك می كرد كه چون به نام دین و خلافت اسلامی حكومت می كند،باید به اعمال خود رنگ دینی داده و مردم را فریب بدهد.
با این حال امام حسین(ع) به رغم موانعی كه ذكر شد در دوره حكومت معاویه نیز چندین بار به صورت علنی در برابر رفتارهای این حاكم جائر بنی امیه ایستاد و مبارزه كرد.معاویه در اواخر عمر خود می كوشید تا با بیعت گرفتن از بزرگانی همچون حسین بن علی(ع) و ابن عباس مساله ولیعهدی یزید را تثبیت كند،وی در دیداری كه با امام حسین(ع) در مدینه داشت این مساله را مطرح كرد كه حضرت در سخنانی به شدت با آن مخالفت كرده و با برشمردن خصوصیات زشت یزید، وی را فاقد صلاحیت حكومت می داند.

از دیگر اقدامات حضرت در برابر معاویه،سخنرانی افشاگرانه در مراسم حج است. در این خطبه كه یك یا دو سال پیش از مرگ معاویه و در حضور بزرگانی از صحابه و تابعین ایراد شده است،امام(ع) اینچنین در برابر معاویه موضع می گیرد:
"...دیدید كه این مرد زورگو و ستمگر(معاویه)با ما و شیعیان ما چه كرد؟من در اینجا مطالبی را با شما در میان می گذارم،اگر درست بود آنرا تصدیق و اگر دروغ بود تكذیب كنید.سخنان مرابشنوید و گفتار مرا بنویسید،وقتی كه به شهرها و میان قبایل خود برگشتید با افراد مود اطمینان و اعتماد در میان بگذارید و آنان را به رهبری ما دعوت كنید،زیرا می ترسم این موضوع(رهبری امت توسط اهل بیت)به دست فراموشی سپرده شود و حق نابود و مغلوب گردد"3
سخنانی كه حضرت در این خطبه مطرح می كند اگر چه در زمان معاویه است اما در حقیقت می تواند موضع امام (ع) را در برابر حاكم اموی مشخص كند، زیرا حضرت صریحا حكومت را حق خود و اهل بیت ذكر می كند.

اقدام دیگر امام(ع)در دوره معاویه ضبط اموال كاروان بیت المالی بود كه از یمن به سوی شام حركت می كرد.حضرت اموال ضبط شده بیت المال را میان مستمندان تقسیم كرد و در نامه ای به معاویه از سیاست های وی به شدت انتقاد كرد.
به هرحال دوران معاویه به پایان می رسد و با روی كارآمدن یزید وضع تغییر می كند.قیام و نهضت عظیم امام حسین(ع)در دوره ای آغاز می شود كه یزید به حكومت رسیده و با ارایه چهره ای زشت ،شرایط خاصی را ایجاد كرده است.
مرحوم شیخ مفید(ره)در كتاب ارشاد وضعیت پس از مرگ معاویه را اینگونه توصیف می كند:
"پس از مرگ معاویه و پایان دوره سازشی كه اجازه نمی داد امام حسین (ع)اظهار امامت نماید و پرده از روی كار ولایت خود بردارد،حسین(ع)به اندازه ای كه ممكن بود اظهار دعوت كرد و هر وقتی كه موقعیتی به دست می آورد حق الهی خود را برای آنها كه بی خبر بودند آشكار می ساخت،تا اینكه یارانی پیدا كرد و بعد از این مردم را به جهاد در راه خدا دعوت نمود و خود را برای قتال با دشمنان حق آماده ساخت...."4

فساد علنی دستگاه حكومت یزید
یزید كه جوانی ناپخته،شهوتران و هوسباز و بیخرد و خوشگذران و فاقد هرگونه صلاحیتی برای اداره امور مسلمین بود،پس از اینكه به قدرت رسید به صورت علنی تظاهر به فسق و فجور می كرد و مقدسات و احكام اسلامی را به راحتی زیرپا می گذاشت.به قدرت رسیدن یزید زمینه را برای قیام امام حسین(ع)فراهم كرد و جای هیچ گونه تردید را باقی نگذاشت.
برای روشن شدن دلایل و علل قیام امام حسین(ع)می توان به بیانات و تقریرات آن حضرت در مقاطع مختلف رجوع كرد.

امتناع از بیعت با خلیفه فاسق
یزید در نامه ای به ولید بن عتبه فرماندار مدینه از او می خواهد كه از امام حسین(ع)برای وی بیعت بگیرد و در غیر اینصورت سر از بدن حسین(ع) جدا كند.حضرت در پاسخ به خواسته ولید اینگونه با وی سخن می گوید:
"انا اهل بیت النبوه و....و یزید رجل فاسق شارب الخمر،قاتل النفس المحرمه،معلن بالفسق لیس له هذه المنزله و مثلی لا یبایع مثله و...
ما از خاندان نبوت و رسالتیم، خاندانی كه خانه آنها محل رفت و آمد فرشتگان است و خداوند به خاطر ما همه چیز را آغاز كرد و همه چیز را پایان می بخشد. اما یزید، مردی فاسق و شرابخوار و قاتل است و آشكارا جنایت و گناه می كند و مثل من با مثل او بیعت نخواهد كرد." 5
امام حسین (ع) در جای دیگر هنگامیكه مروان از حضرت می خواهد تا با یزید بیعت كند، در پاسخ به وی می فرماید:
"انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذقد بلیت الامه براع مثل یزید و لقد سمعت جدی رسول الله (ص) یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان.
دیگر باید بر اسلام سلام داد (و باید با آن وداع كرد) زیرا امت دچار زمامداری همانند یزید گردیده است! و من از جدم رسول خدا (ص) شنیدم كه می فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است"6

امام معصوم شایسته رهبری جامعه
در همین راستا حضرت در مراحل مختلف سفر خود علاوه بر اینكه به ظلم و ستم بنی امیه اشاره می كند، رهبری جامعه را شایسته اهل بیت(ع) می داند، حضرت در مواجهه با سپاه حر در نزدیكی كربلا پس از اقامه نماز عصر خطبه ای به این مضمون می خواند:
" ای مردم اگر از خدا می هراسید و حق را برای صاحب حق می دانید كاری كنید كه هرچه بهتر و بیشتر خشنودی خدا را بدست آورید و ما آل محمد (ص) شایسته تریم بر امر ولایت (مردم) از عده ای كه مدعی امامت و ولایت بر شما هستند، زیرا آنان جز ستم و دشمنی كار دیگری با شما نمی كنند و اگر از امامت ما بر خود كراهت دارید و حق ما را نشناخته و اكنون رأیتان بر خلاف اظهار نامه ها و فرستادگانتان می باشد من از تصمیم خود منصرف می شوم." 7

البته در اینجا به نظر می رسد منظور حضرت از انصراف، به واقع منصرف شدن از حركت به سوی كوفه است و نمی توان اینگونه برداشت كرد كه امام (ع) از تصمیم خود بر قیام علیه حكومت فاسد یزید منصرف شده است،زیرا سخنان حضرت درباره لزوم امر به معروف و نهی از منكر و پرداختن به حق، گواهی بر این مدعاست.
امام حسین (ع) در كربلا نیز حقانیت خود و باطل بودن دشمنان را در سخنانی تصریح می كند، آنجا كه خطاب به سپاه ابن زیاد می فرماید:
" چه شده علیه من قیام كرده و دشمنان مرا یاری می نمایید؟ سوگند به خدا اگر مرا بكشید، حجت خدا را كشته اید و بدانید در میان جابلقا و جابرسا (در روایت آمده خداوند این دو شهر را در شرق و غرب عالم خلق نموده است) به جز من پسر پیغمبری كه حجت خدا بر خلقش باشد، وجود ندارد."8

ایستادگی در برابر ظالم
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در منزلی به نام بیضه خطاب به اصحاب خود و سپاهیان حر،انگیزه قیام خود را لزوم مقابله با حكومت ظالم و جائر می داند و اظهار می دارد:
"ایها الناس، ان رسول الله (ص) قال : من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرم الله، ناكثا لعهد الله، مخالفاً لسنة رسول الله (ص)، یعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان، فلم یعیر (یغیر) علیه بفعل و لا قول كان حقاً علی الله ان یدخله مدخله.... ألا و انّ هؤلاء قد لزوموا طاعة الشیطان و تركوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلو الحدود و استاثروا بالفیء و أحلو حرام الله و حرموا حلاله و انا احق من غیر.

ای مردم! رسول خدا (ص) فرمود: هركس (مسلمانی) سلطان ستمگری را ببیند كه حرام خدا را حلال شمرده و عهد خدا را می شكند، خلاف سنت رسول خدا رفتار میكند و در میان بندگان خدا به گناه و ستم عمل می كند، ولی او (شخص مسلمان) سكوت اختیار كند و نه از راه كردار و نه از راه گفتار او(سلطان ستمگر) را سرطنش نكند و در مقام انكار و عیب گویی بر نیاید، بر خداوند است كه او (مسلمان سكوت اختیار كرده) را به كیفر و سزای همان ستمگر (آتش جهنم) محكوم كند.
آگاه باشید كه این طائفه ستمگر و حكام جائر بنی امیه، پیوسته از شیطان پیروی نموده و طاعت او را بر خو لازم دانستند و اطاعت رحمان را ترك گفتند و زشتی و فساد را ظاهر نمودند و حدود خدا را تعطیل كردند و غنائم و فیء را كه متعلق به همه مسلمین است اختصاص به خود دادند و حرام خدا را حلال شمردند و حلال خدا را حرام شمردند. و من از غیر خودم سزاوار ترم (به جلوگیری از این امور و نهی كردن از آنها و زمام امور مسلمانان را به دست گرفتن، تا به احكام قرآن و سنت رسول الله عمل شود)" 9

نكته مهم خطبه فوق این مطلب است كه حضرت علاوه بر نهی نمودن و بر حذر داشتن مردم از سكوت در برابر ظلم و ستم (كه محور اصلی خطبه است) برای چندمین بار در سخنان خود به فساد و تباهی حكومت بنی امیه و حق امام (ع) بر حاكمیت و ولایت مسلمین تأكید دارد و در حقیقت سه دلیل مهم از مجموع دلایل قیام عاشورا در این خطبه تشریح شده است.
امام(ع) از ابتدای حركت از مكه به سوی كوفه همراهان و اصحاب خود را برای جانفشانی آماده ساخته بود، حضرت در سخنرانی مشهوری كه پیش از خروج از مكه ایراد می نماید، حاضران را از عزم خود مبنی بر ایستادگی مقابل ظلم تا پای جان باخبر می سازد، امام حسین (ع) می فرماید:
"......خطّ الموت علی ولد آدم مخط القلاده علی جید الفتاه و ما أولهنی الی اشتیاق أسلا فی اشتیاق یعقوب الی یوسف .....
من كان باذلاً فینا مهجتة و موطناً علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا فانی راحل مصبحاً ان شاء الله
مرگ همچون گردن بند بر گردن دختران جوان كشیده و بسته شده است و من به دیدار نیاكان خود مشتاقم ، آن چنان اشتیاقی كه یعقوب به دیدار یوسف داشت.
از قبل برای من قتگاهی انتخاب شده كه باید به آنجا برسم. گویا می بینم بند بند بدنم را گرگ های بیابان بین نواویس و كربلا از هم جدا می كنند و شكم های گرسنه خود را سیر و انبان های خالی خود را پر می نمایند. از آنچه با قلم تقدیر و سرنوشت نوشته شده است، گریزی نیست. ما خاندان رسالت به آنچه موجب رضا و خشنودی حق است راضی هستیم. و در برابر امتحانات و بلاهای او شكیبا و صابریم و خدا پاداش صابرین را به صورت كامل به ما عنایت خواهد كرد. هرگز پاره های تن رسول خدا از او جدا نمی گردد، بلكه در بهشت برین و حظیره القدس گرداگرد او جمع می شوند، و چشم رسول به دیدار آنها روشن می شود و وعده او بوسیله خاندانش تحقق می پذیرد.
حال هر یك از شما كه آماده جانباری و فدا كردن خون خویش در راه ما است و خود را برای دیدار خداوند آماده كرده است با ما همسفر شود كه من ان شاء الله صبحگاهان حركت خواهم كرد." 10

ذلت وفرمانبرداری فرومایگان ممنوع
حضرت در روز عاشورا نیز مسأله ایستادگی در برابر ظالم را بدین شكل بیان می دارد: " آگاه باشید زنازاده پسر زنازاده مرا بین دو كار مخیر گردانید: شمشیر كشیدن یا خواری چشیدن، و دور باد كه به ذلت تن دهیم كه خدا و رسولش و مؤمنان بر ما نمی پسندند، و دامن های پاك و پاكیزه و سرهای پرحمّیت و جان های والایی كه فرمانبرداری فرومایگان را بر كشته شدن با افتخار ترجیح ندهند. بدانید كه من با این خانواده ام با این كه تعداد كمی هستند و یاوری ندارم با شما می جنگم" 11
و باز هم حضرت پس از شهادت جمعی از یاران خود در میدان جهاد می فرماید:"...خشم الهی بر امتی كه برای كشتن فرزند پیامبر خود متحد و هماهنگ شدند، شدت گرفته است. سوگند به خدا خواسته آنان را نخواهم پذیرفت تا آن هنگام كه به خون خویشتن خضاب كنم و با این حال خدای خود را ملاقات نمایم." 12
رجزهای امام(ع) در هنگام نبرد نیز گویای همین مطلب است، حضرت در این جایگاه نیز ذلت در برابر ظالمان را بر نمی تابد آنچنانكه فریاد می زند:
"القتل اولی من ركوب العار. كشته شدن از زندگی با ننگ و عار بهتر است."13

اصلاح امور امت اسلام
یكی از مهمترین مستنداتی كه می توان در بررسی اهداف قیام حسین (ع) به آن مراجعه نمود وصیتنامه حضرت است. در روایت آمده كه امام (ع) هنگامیكه می خواستند از مدینه منوره به سوی مكه حركت كنند، وصیت نامه ای نوشته و آن را به خاتم خود ممهور نمودند و سپس آن را به برادر خود محمد بن حنفیه تسلیم كردند، وصیت نامه مذكور چنین است:
"بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما أوصی به الحسین بن علی بن ابی طالب الی اخیه محمد المعروف بابن الحنفیه:... انی لم أخرج أشراً و لابطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی محمد صلی الله علیه و آله، أرید أن آمربالمعروف و أنهی عن المنكر و أسیر بسیره جدی و سیره أبی علی بن ابی طالب علیه السلام.
...این وصیت حسین بن علی بن ابی طالب است به برادرش محمد بن حنفیه:...... من خروج (قیام) نكردم از برای هوسرانی و نه از برای استكبار و خود خواهی و سركشی، و نه از برای فساد و خرابی و نه از برای ظلم و ستم و بیدادگری! بلكه خروج (قیام) من برای اصلاح امت جدم محمد (ص) می باشد.
من می خواهم امر به معروف و نهی از منكر نمایم و به سیره و سنت جدم و آئین و روش پدرم علی بن ابی طالب رفتار كنم. پس هر كه مرا بپذیرد و قبول كند پس خداوند سزاوار تر است به حق و هر كه مرا در این امر رد كند، پس من صبر و شكیبایی پیشه می گیرم تا آنكه خداوند میان من و میان این جماعت حكم به حق فرماید:.."14
آنچنانكه می بینیم حضرت در این وصیت نامه هدف خود را از قیام علیه بنی امیه امر به معروف و نهی از منكر و پیروی از سیره پیامبر و علی (ع) عنوان می دارد، ضمن اینكه اصلاح امور امت اسلامی نیز نخستین مبحثی است كه توسط حضرت در این وصیت نامه مطرح شده است. به نظر می رسد می توان گفت اصلاح امور مسلمانان محور اصلی وصیت نامه امام(ع) است، زیرا می توان امر به معروف، نهی از منكر و عمل به سیره پیامبر و امیر المومنین را نیز در گرو اصلاح جامعه دانست.

احیای سنت نبوی و از بین بردن بدعت ها
پس از پیامبر اسلام (ص) بدعت های بسیاری وارد جامعه اسلامی شد و در مقابل بخش قابل توجهی از سنن نبوی به دست فراموشی سپرده شد.
امام حسین (ع) علاوه بر اینكه در وصیت نامه خود بر مسأله عمل به سنت پیامبر و علی (ع) تأكید دارد، محو و نابودی بدعت های ایجاد شده را نیز امری ضروری می داند، آنجا كه پس از ورود به مكه نامه ای به سران قبائل بصره فرستاد و طی آن چنین نوشت:
".... اینك پیك خود را با این نامه به سوی شما می فرستم، شما را به كتاب خدا و سنت پیامبر دعوت می كنم، زیرا در شرایطی قرار گرفته ایم كه سنت پیامبر به كلی از بین رفته و بدعت ها زنده شده است، اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست هدایت خواهم كرد." 15
احیای احكام الهی و یاری ستمدیدگان
از دیگر خطبه های چند بعدی امام حسین (ع) در این خصوص، خطبه ای است كه در لمعات الحسین علامه طهرانی (ره) از تحف العقول نقل می كند. حضرت در این خطبه علاوه بر اصلاح جامعه (كه به آن پرداخته شد) و احیای سنت پیامبر (ص) چند دلیل دیگر را نیز برای قیام خود ذكر می كند.
در این خطبه چنین آمده است:
"اللهم انك تعلم أنه لم یكن ما كان منا تنافساً فی سلطان..... و لكن لنری المعالم من دینك و نظهر الاصلاح فی بلادك و یأمن المظلومون من عبادك و یعمل بفرائضك و سنتك و احكامك...
بار پرودگارا تو می دانی كه آنچه از ما تحققق یافته ( از میل به قیام و اقدام و امر به معروف و نهی از منكر و نصرت مظلومان وسركوبی ظالمان) به جهت میل و رغبت رسیدن به سلطنت و قدرت مفاخرت انگیز و مبارات آمیز نبوده است. و نه از جهت درخواست زیادیهای اموال و حطام دنیا، بلكه به علت آنست كه نشانه ها و علامت های دین تو را ببینم و در بلاد و شهرهای تو صلاح و اصلاح ظاهر سازیم ،تا اینكه ستمدیدگان از بندگانت در امن و امان بسر برند و به واجبات تو و سنت ها و احكام تو رفتار گردد. پس هان ای مردم! اگر شما ما را یاری ندهید و از در انصاف با ما در نیایید،؛ این حاكمان جائر و ستمكار بر شما چیره می گردند و قوای خود را علیه شما بكار می بندند و در خاموش شدن نور پیغمبرتان می كوشند...."16

گرایش به حق
امام(ع) پس از مواجهه با سپاهیان حر، خطبه ای در میان اصحاب خود ایراد می كند كه اهمیت بسیاری دارد. حضرت می فرماید:
"انه قد نزل بنا من الامر ما قد ترون... الا ترون الی الحق لا یعمل به و الی الباطل لا یتناهی عنه... فانی لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برماً
ای یاران من! می بینید كه چگونه بلا و شدت بر ما وارد گردیده. همانا راه و رسم روزگار وارونه شد و صورت كریه و زشت آن پدیدار گردید، و از نیكویی و معروف چیزی مگر بسیار ناچیز و فریبنده بر جای نمانده است و بر این برگشتگی خود ادامه داد، زیستن در این روزگار سخت ناگوار است. آیا نمی بینید كه كسی به حق عمل نمی كند و برای باطل انتهایی نیست؟
در چنین وضعی یك مرد خدا باید طالب مرگ باشد و بدون تردید لقای پروردگار خود را آرزو كند و من در این شرایط مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران و ناپاكان را جز ذلت و ننگ نمی بینم"17
همانگونه كه مشاهده می كنیم حضرت در این سخنرانی عمل نكردن به حق و پیشتازی باطل را سخت و ناگوار می داند. علاوه بر این همچون دیگر خطب حضرت،در اینجا نیز مسایل دیگری مورد اشاره قرار گرفته كه مقاومت در برابر ستمكاران تا جای ممكن (كه همان مرگ است) در رأس قرار دارد.
در پایان می توان گفت خطابه ها، تقریرات و روایات نقل شده از امام حسین (ع) در رابطه با قیام عاشورا به اندازه ای است كه می تواند زمینه ها و انگیزه های این حركت عظیم را روشن كند، گو اینكه ممكن است بسیاری دیگر از سخنان حضرت به دلیل شرایط خاص آن دوره به دست ما نرسیده باشد.
زمینه ها و اهداف قیام عاشورا در كلام امام حسین (ع) محورهای متعددی همچون لزوم مقابله با ظالمان، احیای سنت پیامبر (ص)و ائمه (ع)، امر به معروف و نهی از منكر، اصلاح امور مسلمین، عمل به حق، فساد دستگاه حكومتی و شخص یزید بن معاویه را در بر می گیرد. امام (ع) در برخی خطبه ها چندین دلیل و انگیزه را مطرح می سازد و در برخی روایات نیز محور قیام را بر مسأله ای خاص استوار می سازد.
مسأله مهم دیگری كه می توان به آن پرداخت،‌مقوله دعوت مردم كوفه از امام حسین (ع) است. در تاریخ آمده كه اهل كوفه پس از اینكه از بیعت نكردن امام با یزید و خروج آن حضرت از مدینه مطلع شدند نامه ها و پیك های خود را به سوی مكه روانه ساختند، ضمن اینكه حضرت پیش از دریافت دعوت نامه های كوفیان حركت انقلابی خود را با امتناع از بیعت و عزیمت به سوی مكه آغاز نمودند و علاوه بر آن وصیت نامه امام حسین (ع) كه حاوی مباحث مهمی از دلایل قیام ایشان است پیش از دعوت كوفیان نوشته شده است. بنابراین عامل دعوت اهل كوفه اهمیت كمی داشته و استاد شهید مطهری نیز در حماسه حسینی بر این مسأله تأكید دارد. 18
حضرت همچنین هنگام حركت به سمت مكه، كه خبری از نامه های كوفیان نبود، آیه ای از سوره قصص را تلاوت می كند كه می تواند از آغاز حركتی انقلابی خبر دهد. حضرت این آیه را تلاوت می كند:
" فخرج منها خائفاً یترقب قال رب نجنی من القوم الضالمین
موسی از شهر خارج شد در حالی كه ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای، عرض كرد پروردگارا مرا از این قوم ظالم رهایی بخش."19
شرایط دوران امامت حضرت سید الشهدا(ع) به شكلی بود كه تمامی زمینه های لازم برای قیامی اینچنین مهیا بود و حضرت نیز توانست از این شرایط بهترین استفاده و نفع را برای اسلام به ارمغان بیاورد. آنگونه كه پس از قیام عاشورا، نهضت های متعددی شكل گرفت و دیری نپایید كه حكومت بنی امیه نابود شد.
مسأله مهم دیگری كه در این میان مطرح است و می تواند مورد توجه قرار گیرد، این است كه حضرت چندین مرتبه در سخنان خود به حق امام معصوم در اداره جامعه اشاره می كند و خود را شایسته تر از هر كس بر رهبری امت اسلام می داند، به واقع باید گفت شكل گیری حكومت اسلامی با رهبری امام معصوم (ع) می توانست زمینه ساز بهره مندی بیشتر جامعه اسلامی از نتایج این قیام باشد،علیرغم اینكه پیامدها و دستاوردهای این نهضت خونین در تاریخ اسلام بی نظیر است.


پى نوشت‌ها :
1-سیمای پیشوایان در آیینه تاریخ، مهدی پیشوایی، مؤسسه انتشارات دارالعلم، ص 41
2-همان ص 43 و ص44
3-همان ص46 - تحف العقول، ص 237-239، چاپ دفتر انتشارات جامعه مدرسین، قم
4-الارشاد، شیخ مفید، ترجمه محمد باقر ساعدی خراسانی، انتشارات اسلامیه، ص372
5-لهوف، سید ابن طاووس، ترجمه علیرضا رجایی تهرانی، انتشارات نبوغ ص42
6-همان ص44
7-الارشاد،ص428
8-همان، ص369
9-لمعات الحسین (ع)، علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی‌،انتشارات علامه طباطبایی، مشهد مقدس، ص54 و نفس المهموم، محدث قمی (ره)، ص115
10-لهوف،ص88
11-همان، ص135
12-همان، ص139
13-همان، ص 161
14-لمعات الحسین، ص16، نفس المهموم ،محدث قمی، ص 45،‌مقتل الحسین خوارزمی ج1 ، ص188
15-سیمای پیشوایان در آیینه تاریخ ص55، مقتل الحسین، ابو مخنف، تحقیق حسن غفاری، قم، ص17
16-لمعات الحسین ص13، تحف العقول، ص239
17-لهوف، ص108، نفس المهموم، محدث قمی ص116
18-رجوع كنید به حماسه حسینی، استاد شهید مطهری، جلد سوم
19-سوره قصص، آیه 21، الارشاد ص377



بزرگترین انگیزه قیام امام حسین (علیه السلام)
پنجشنبه 8 آبان 1393 ساعت 09:01 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست اشكان آقازاده | ( نظرات )


 

سخنی با امام حسین

 

این سؤال مطرح است که چرا با وجود شناخت امام از مردم و قدرت بنی امیه چرا امام حسین قیام کرد و مانند امام حسن با حکومت کنار نیامد؟ چند نمونه از علل را در ذیل می آوریم:

 

1. امر به معروف و نهى از منكر


بزرگترین انگیزه قیام امام حسین علیه السلام مسئله امر به معروف و نهى از مـنكر است كه این دو از مـهمـتـرین اركان دین است و امـام عـلیه السلام در درجه اول مسئول اجراء این امر مهم اسلامى است .

 

چنانكه در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلان فرمود :« قـیام مـن بر مبناى تمایلات نفسانى نیست ، من به منظور طغیان و فساد و تباهى و ستم خـروج نمـى كنم بلكه انگـیزه ام اصلاح امـت جدم رسول خدا است و مقصود و منظورم امر به معروف و نهى از منكر است» 1

 

چـون بنى امـیه این دو ركن بزرگ و مـهم اسلامـى را متزلزل ساخته بودند كه نه تنها امر به معروف و نهى از منكر متروك گشته بود بلكه معروف منكر و منكر معروف تلقى مى شد و امام علیه السلام در این مسیر مكرر به این حقیقت اشاره فـرمـود كه اولین بار در سخـنرانى حضرت در منزل ذى حسم و برخورد با حر و سپاهیانش فرمود:

 

« مـگـر نمـى بینید كه به حق عـمـل نمـى شود و از باطل جلوگـیرى نمـى شود مـؤمن باید براى اجرا این مهم مشتاق دیدار پروردگارش باشد .» 2

 

و لذا حسین عـلیه السلام به مـیدان جهاد قدم نهاد تا این اساس و پایه مهم اسلامى را استوار سازد و اسلام محكم و مستحكم بماند.

 

2 ـ زنده كردن ارزشهاى اسلامى


حكومت اموى سعى بلیغ می نمود كه ارزشهاى اسلامى را كه كرامت انسانها بدان بستگى دارد مـحو و نابود ساخـتـه و ضد ارزشها را كه در جاهلیت بدان افتخار مى كردند و ارج مى نهادند جایگزین ارزشهاى اسلامى نماید!

 

از جمله ارزشهایى كه اسلام روى آن زیاد سرمایه گذارى كرده و حكومت بنى امیه با تمام قدرت در محو و اضمحلال آن ایستادگى مى كرد این امور است :

 

 

الف ـ وحدت اسلامى :

پـیامـبر اكرم صلى الله علیه و آله براى ایجاد وحدت و برادرى اسلامى سعى و كوشش وافـى مـبذول مـى فـرمـود ولى مـعـاویه از طرق مختلف مخصوصا از طریق احیاى تعصبات قبیله اى و وادار كردن شعراى قبایل بر هجو قبیله رقیب و خانواده هاى آنان وحدت اسلامـى را ریشه كن مـى كرد تـا جائیكه یزید یكى از شعـراى زمـان بنى امـیه انصار و مـردمـى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را در مدینه جاى دادند و حمایت كردند هجو می كند.

 

اگـر در اشعـار شعـراى امـوى دقـت شود روشن تـرین اثـرات آن همـان قـذف و هجو قـبایل و خـانواده هاى رقـیب آنان است . در اشعار شعراى معاصر اموى كمترین اثرى از فضائل انسانى و آثار خوب اجتماعى و اخلاق اسلامى دیده نمى شود.

 

حسین علیه السلام براى احیاى آثار و اخلاق اسلامى قیام كرد.

 

و نیز اخـتـلافـاتى كه بین اعراب و اصیل و موالى به وجود آوردند كه عرب كتابهایى در انتـقـاد بر مـوالى یعـنى اقـوامـى كه از ایران و سایر كشورهاى غیر عربى در عراق و كشورهاى عربى زندگى مى كردند تصنیف و تالیف كردند و بر عكس موالى كتابهایى علیه اعراب نوشتند كه این حركت برخلاف مقررات و موازین اسلامى بوده و وحدت اسلامى را مختل مى كرد.


بزرگترین انگیزه قیام امام حسین علیه السلام مسئله امر به معروف و نهى از مـنكر است كه این دو از مـهمـتـرین اركان دین است و امـام عـلیه السلام در درجه اول مسئول اجراء این امر مهم اسلامى است.

 

چنانكه در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلان فرمود :« قـیام مـن بر مبناى تمایلات نفسانى نیست ، من به منظور طغیان و فساد و تباهى و ستم خـروج نمـى كنم بلكه انگـیزه ام اصلاح امـت جدم رسول خدا است و مقصود و منظورم امر به معروف و نهى از منكر است»

 

ب ـ حریت :

چـنانكه مـى دانیم و در تـواریخ مـذكور است در دوران حكومـت امـوى ، سفـره قـتـل و شمـشیر یگانه حاكم در این دستگاه مستبد بود كه بدون رسیدگى به حق و حقیقت سفـره قـتـل گـستـرده مـى شد و جلاد به دستـور حاكم بیگـناهى را به قتل مى رسانید، چنانكه حجاج بن یوسف ثقفى یكى از حكام زمان عبدالملك مى گفت : از غذا و طعـام وقـتـى لذت مـى برم كه انسانى را ببینم در خـون خـود دست و پا مى زند و من مـشغول طعام باشم در چنین محیطى هیچ كس را قدرت و جرئت آن نبود كه به نحوه كردار و رفتار ناشایست حكام انتقاد نماید و یا به دفاع از حقوق از دست رفته خود پردازد.

 

حسین علیه السلام قیام كرد تا به انسانهاى زیر بار ظلم و ستم بیاموزد كه چگونه مى تـوانند به حقـوق خـود برسند و حریت و آزادى از دست رفته را باز یابند، و تاریخ گـویاى این مطلب است كه هنوز چند ماهى از شهادت حسین علیه السلام بیش نگذشته بود كه قیام ها یكى پس از دیگرى شروع شد تا حكومت اموى را ریشه كن نمود.

 

آرى مـردم با شهادت حسین علیه السلام درس آزادى و آزادگى را از دانشگاه خون و شهادت كربلا آموختند و براى بدست آوردن حریت بپا خاستند.

 

ج ـ اخلاق اسلامى و انسانى :

از زمـان رحلت رسول خـدا صلى الله عـلیه و آله هیچ یك از خلفاء همانند على علیه السلام به فكر تربیت روحى و اخلاقى جامعه نبودند اما آنقدر مشكلات براى حضرت على عـلیه السلام ایجاد كردند كه نتـوانست راهى را براى تنویر افكار عمومى و اخلاق اسلامى و هدایت روحى جامعه پیش گرفته بود به مقصد برساند.

 

و در زمان حكومت اموى نه تنها در مسیر تربیت جامعه قدمى برنداشتند بلكه مى كوشیدند تا جامعه را به فساد بكشانند زیرا حكومتهاى فاسد با جامعه صالحه نمى توانند كنار بیایند چه كه مردم صالح و شایسته همواره مخالف حكومت هاى ضد خدایى هستند از این رو كوشیدند تا مردم را همانند خود بسازند و لذا مردم در این دوران بحكم (( النّاس على دین ملوكهم )) نه تنها پاى بند به صلاح نبودند بلكه ترسی هم از ارتكاب فساد در آنها نبود و مـظاهر فساد اخلاق از قبیل دروغ ، نقض عهد، لهو و لعب در همه جا به چشم مى خورد، چنانكه رئیس حكومت اموى معاویة بن ابى سفیان پس از پیمان با حضرت حسن بن على علیه السلام اظهار داشت كه به هیچ یك از شرایطى كه در قرارداد به نفع حسن بن على قرار داده عـمـل نخـواهد كرد و حاكم كوفـه نیز به امـانى كه به مـسلم بن عقیل داده بود وفا نكرد.

 

و مردم كوفه كه با همین سیره نشو و نما كرده بودند به سادگى پشت پا به همه وعده هایی كه به حسین علیه السلام داده بودند زدند و منكر همه نامه هاى خود شدند و چه ننگى بالاتـر از این كه فـرزند پـیغـمـبر و سید جوانان اهل بهشت را براى قبول مسئولیت پیشوایى خود دعوت نمایند و اصرار ورزند كه اگر نیایى در پیشگاه خدا با تو احتجاج خواهیم كرد و چون دعوت آنان را پذیرفت در مقابلش صف آرائى نموده و خونش را بریزند.

 

امـام عـلیه السلام در روز عـاشورا خطاب به مردم كوفه فرمود: اى شیث بن ربعى و اى حجار بن ابجر و اى قیس بن اشعث و اى زید بن حارث آیا شما به من ننوشتید كه میوه هاى ما رسیده و باغات ما سرسبز است اگر بسوى ما بیایى بر سپاه مجهزى وارد خواهى شد؟

 

این تیره بختان با كمال وقاحت و بدون هیچ شرم و حیا گفتند: ما چنین نامه هائى ننوشتیم !

 

امام متعجّبانه فرمود: آرى به خدا قسم نوشتید و لذا تن به شهادت داد تا اخلاق اسلامى و انسانى را كه در جامعه آن روز مرده بود زنده كند.



 
نظر سنجی
به نظر شما باید به كدام قسمت سایت بیشتر اهمیت داده شود؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic